این صحبت و لیکچر آغای روی زه کرایس(Ravi Zacharias) در اثبات وجود خداوند و قسما نقد بعضی اندیشه های نیچه و براترند راسل می باشد. آغای زه کرایس دانشمند خدا باور و عیسوی مذهب است باوجودیکه اندیشه ها و نظریاتی شان در قسمت اسلام قسما ناقص و خشک جلوه میکند اما در سخنرانی های شان دلایل خوبی اکثرا پیش میکنند در اثبات وجود خدا.
بیننده گرامی خوب بدقت گوش و سیل کنید بحث در این پارچه تصویری خیلی بر یک محور زیبا پیش میرورد حد اقل بشکل ابتدائی سوالات و جوابات در این پارچه نهفته است که بلا خره انسان را وادارد تا بالای این ذهنیت بی اندیشد آیا خداوندی وجود دارد؟
اين نظريهء ابن سينا نظريهء خوبى است و خشت اولى است براى بناى مدرسهء علم النفس و ما تحت الشعور. ولى اّيا كجاست شعور و كجاست طبقه ء زيرين اّن؟ و چيست اّله اّن؟ اين دستگاه اّخذهء راديو كه براى شما از مسافات دور اصوات را مىرساند بدون شك ماشينى است مادى و فلزى و عامل اّن هم برق است. ولى اين ماشين نميتواند برق را توليد كند. طوريكه جنريتر و بيترى و حتى ابر ها نيز برق را خلق و ايجاد نميكند. برق موجودى است مستقل و اين ماشين ها و اّلات و ذرايع همه مظاهر اّن و صحنه هاى فعاليت اّن است.
اّرى! در مقابل اين عقايديكه گفتيم نظريهء نيز موجود است بنام اتييزم(ATHEISM) كه ما اّن را چنين ترجمه مى كنيم يعنى عدم عقيده به خدا. اين نظريه كه رويهمرفته در زمانه هاى بسيار قديم موجود نبوده چند قسم است كه از چند عوامل روى كار اّمده است. يكى ازين جمله كه نسبتاً بيطرف تر است اين است كه بعضى اشخاص كه فطرتاً روح مادى دارند و غريزه و ملكهء دينى در ايشان نسبتاً ضعيف است و هم از عايلهء كه فكر دينى در اّن حكمفرما نبوده است بوجود اّمده اند اينطور مردم كه طبعاً ماوراى ماده چيز ديگرى نميدانند، حتماً بايد مردمى باشند كه عقل و فكر ايشان تماماً به مصرف كسب و شغل ايشان ميرسد و چيزى باقى نمى ماند كه بديگرطرفها صرف كنند.
قرآن کریم ما را به بررسی کتاب هستی و تفکّر و اندیشه در آیات و نشانههای خداوندی موجود در آن فرا میخواند و راهنمایی میکند؛ آیات و نشانههایی که هر خردمندی را در شناخت صفات و ویژگیهای جهان هستی و صُنع و اتقان و به هم پیوستگی آن راهنمایی مینمایند.
برای پرهيز از انواع عقايد احمقانه ای که نوع بشر مستعد آن است، نيازی به نبوغ فوق بشری نيست. چند قاعده ساده شما را اگر نه از همه خطاها، دست کم از خطاهای ابلهانه بازميدارد. اگر موضوع چيزی است که با مشاهده روشن ميشود، مشاهده را شخصاً انجام دهيد. ارسطو ميتوانست از اين باور اشتباه که خانمها دندانهای کمتری از آقايان دارند با يک روش ساده پرهيز کند: از خانمش بخواهد که دهانش را باز کند تا دندانهايش را بشمارد. او اين کار را نکرد چون فکر ميکرد ميداند. تصور کردن اين که چيزی را ميدانيد در حالی که در حقيقت آن را نميدانيد، خطای مهلکی است که همه ی ما مستعد آن هستيم.
اگر چه كنون اين كلمه را اصطلاحاً بعقيدهء اطلاق ميكنند كه مطابق است بحق و بكتب اّسمانى ولى ما اينجا اين كلمه را بصورت عامترى استعمال نموديم كه عقيده به خدا مقابل بيخدايى است كه درين صورت شرك نيز از جملهء عقيده بوجود خدا محسوب ميشود.
متافيزيکآن طور که ابن سينا در کتابش با عنوان "شفا" در نظر گرفته، توضيح عقلانی همه هستی ست. ابن سينا "مشتق شدن همه چيز از هستی لازم"، ابديت هستی و نيز نفی شناخت آنچه مجزا از منبع هستی ست را در اين کتاب توضيح داده است.
امیری از طفلی سوال کرد که اگر گفتی خدا کجاست یک اشرافی به تو انعام خواهم داد طفل فوری در جواب امیر گفت: اگر شما گفتید که خدا در کجا نیست من به شما دو اشرافی انعام خواهم داد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یاداشت: قابل یاد آوری است خداوند طبق فرموده قرآن کریم مستقر بر عرش می باشد اما بلا کیف. آنچه این طفلک زیرکانه سوال میکند هدف از علم پروردگار می باشد یعنی الله سبحانه و تعالی به علم خویش به هر کجا است. به الفاظ دیگر علم پروردگار همه گیر است و هیچ چیزی از دایره علم خداوند خارج نیست.
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:48  توسط تنویرگر
|
در بحث قبل دانستیم که پایههای بنیان و شالودة ایمانی در اسلام، پایههایی فکری، عملی و منطقی هستند. به همین سبب، ایجاد این پایگاه ایمانی در درون مردم، متّکی به اصول استوار فکری و منطق سالم عقلی میباشد؛ و این همان چیزی است که اسلام به آن استناد نموده و قرآن نیز روش استدلالی خود را در راهنمایی مردم به سوی حقیقت، بر همین مبنا قرار داده است. این روش عبارت است از کیفیّت مطلوب و چگونگی اقناع و ملزم ساختن مردم به پذیرش ساختار ایمانی و هدایت آنان از راه حکمت، موعظة حسنه، پند و اندرز نیکو
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 20:36  توسط تنویرگر
|
دلایل ایمان به خداوند عزوجل از همه جنبه های فکری، قلبی، روحی و وجدانی، انسانها را در خود پیچیده اند؛ تنها جنبه ای از جوانب متعدد وجود انسان، که به کمک آن نمی توان خدا را عینا مشاهده نمود، جنبه مشاهده حسی با حواس ظاهری است. اگر چه می دانیم که حواس ظاهری انسان، قادر است از راه مشاهده، بسیاری از آیات و نشانه های دال بر وجود خداوند را به ما بشناساند. اما ذات مبارکش در جهان غیب و پنهان از دیدگاه مخلوقات است، تا بدین سان فکر و اندیشه و اراده انسان را مورد آزمایش قرار دهد که آیا با تکیه بر دلایل وجودی و مشاهده آثار صفات والایش در مخلوقات و به کمک توانایی های فکری و از راه پیگیری علل و عوامل و قوانین و سنتهای جاری در پدیده ها و آفریده هایش، به وجود ازلی و بی همتایش ایمان می آورد یا خیر؟